baran
23 ساعت پیش
باران که میبارد تو می آیی...باران گل ...باران نیلوفر...باران مهر وماه و آیینه...باران شعر وشبنم وشبدر...باران که میبارد تو در راهی.......
5
baran
23 ساعت پیش
من دیگه خسته شدم ......بسکه چشام بارونیه....
4
baran
17/02/1391, 01:09
این یکی از شعرای خودمه.......:گریان(دیدگاه)
7
baran
17/02/1391, 00:59
آخ که خدایا...یه بغض دارم اندازه ی یه بالن کمک کن بترکه راحت شم...داره خفه ام میکنه!!!!!!:گریان
6
baran
15/02/1391, 14:48
حسادت نکن! … این کــہ بعد از تو بغل گرفتــہ ام … زانوے غـَم اســت
9
baran
15/02/1391, 14:47
کسے چــــہ مے داند امــروز چنــد بار فرو ریختم .. از دیدن کسے کــه ، تنهــا لباسش شبیــــہ بــہ " تــو " بــود
12
baran
15/02/1391, 14:47
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه ش...روع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش داد،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.
8
baran
15/02/1391, 14:44
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی هرگز پولهایت را نشمار , قطره ای اشک بریز و دستهایی را که برای پاک کردن اشکهایت می آیند بشمار , این است ثروت واقعی !!! (کورش کبیر)
6
baran
22/01/1391, 02:23
این روزها دیگر دلم شکوه وگلایه نمیکند....آرام ست ..خوابیده!انگار آخرین تشری که به او زدم کارساز بود....میروم در کنار دلم بخوابم............
6
baran
22/01/1391, 02:21
من آنقدر فراموشکار هستم ...که گاهی غرق میشوم در جواب نداشته ی تمام سوالهای زندگی ام....و گم میشوم در این همه هیاهو....کاش خودم را لحظه ای فراموش میکردم!!!!......تا به مرز آرامش.......
5
baran
19/01/1391, 14:24
چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولی در فكر پريدن بود. .........
6
baran
19/01/1391, 14:22
وقتی می آیی برای من امید نیاور نوری بیاور برای تمام آرزو های ناخوانده ام
5
baran
14/01/1391, 18:53
در این تاریخ ، هیچ روزی تو را نیست تاریخ جدید خواهم نوشت ... ... هم روزش تو !
6