سمیه
26/01/1391, 19:02
در
مادر
تو نگرانم نشو مادرم : یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم. یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی! یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو و به یاد تو! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن سر کنم.
5
jafarkhan
15/01/1391, 19:42
در
مادر
زمستانی سرد، کلاغی با جوجه هایش گرسنه و بدون غذا،کلاغ از گوشت خود کند و کند و کند و داد به جوجه ها تا نمیرند! بهار آمد ، کلاغ مرد...بچه ها گفتند: آخ جان راحت شدیم از این همه غذای تکراری!!!
1
What is past is past
14/12/1390, 18:17
در
مادر
تار و پود روح مادر را از مهرباني بافته اند.
7
What is past is past
14/12/1390, 18:14
در
مادر
هيچ گاه در زندگي نمي توانيد محبتي بهتر، بي پيرايه تر و حقيقي تر از محبت مادر خود بيابيد.
8
Queen maRzi
25/11/1390, 22:57
در
مادر
صورتمو بردم کنار صورتش طوری که نفس هاش میخورد به صورتم ، صورتشو بوس کردم ... گفت صورتتو ببر کنار تا سرما نخوری و ویروسم به تو هم انتقال نشه !!! گفتم مهم نیست و باز بوسش کردم ....
5
No Star Out Of To R..
9/11/1390, 20:43
در
مادر
سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ... سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود ... مادرم ؛
10