مهتاب
30/02/1391, 11:19
در
اخبار بانوان
باشگاه خبرنگاران فیروزه دهقان دانشجوی دوره دکتری رشته فیزیولوژی ورزشی در دانشگاه UN مالزی است و دوره های مدرسی فوتسال و نظارت AFC را گذرانده است و به تازگی پس از پشت سر گذاشتن دوره فوتوره در سال 2010 و در کشور پنال به عنوان مدرس فیفا و ناظر AFC انتخاب شد وی نخستین داوری است که پس از انقلاب در فوتبال بانوان قضاوت کرده است.
5
مهتاب
17/02/1391, 14:47
در
غار تنهایی
رفته ای؟؟؟ بعضی ها بهش میگن ( قسمت ) من بهش میگم ( به درکــــــ )
4
مهتاب
17/02/1391, 14:43
در
غار تنهایی
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! ... من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم...
3
مهتاب
17/02/1391, 14:31
در
غار تنهایی
با تو هستم ای قلم! با تو ای همراه و ای همزاد من ... سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سرنوشت ،شعرهایم را نوشتی دستخوش! اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟
6
مهتاب
17/02/1391, 14:27
در
غار تنهایی
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ امیـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
5
مهتاب
23/01/1391, 10:05
در
اخبار بانوان
چه لذتی دارد این حجاب نمی دانید؛واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم،دل مردهایی کهچشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند.نمی دانید چقدرلذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم ومی پرسم:آقا اینا قیمتش چنده؟ وفروشنده جوابم را نمیدهد؛دوباره می پرسم:آقا اینا چنده؟فروشنده که محو موهای مش کرده زن دیگری است وحالش دگرگون است، من رااصلانمی بیندبازهم سوالم بی جواب می ماندو من، خوشحال،از مغازه بیرون می آیم.نمیدانید؛واقعا نمیدانید چه لذتی دارد وقتی مردهایی که به خیابان می آیندتا لذت ببرند،ذره ای به تو محل نمیگذارند.نمی دانید؛واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی شاد وسرخوش،در خیابانقدم می زنید؛ درحالی که دغدغه این رانداریدکه شاید گوشه ای از زیبایی هاتانپاک شده باشد ومجبورنیستیدخود را بادلهره به نزدیکترین محل امن برسانیدتا هرچه زودتر،زیبایی ازدست رفته تان را به صورتتان باز گردانید وخودرا جران کنید.نمی دانید؛واقعا نمیدانیدچه لذتی دارد وقتی درخیابان و دانشگاه و...راه میروید و صدقافله دل کثیف،همره شمانیست.نمی دانید؛واقعا نمیدانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلیدمردا
5
مهتاب
23/01/1391, 10:03
در
غار تنهایی
دلتنگ توأم تا شادمانه مرا ببینند شاخهها به شکل نام تو سبز میشوند، پرنده کوچکی که نمیدانم نامش چیست حروف نام تو را بر کتابم میریزد، آفتاب به شکل پروانهای از مس گرد صدایم بال میزند، و میدانم سکوت فقط به خاطر من سکوت است، اما من دلتنگ توأم شعر مینویسم و واژههایم را کنار می زنم که تو را ببینم ... شمس لنگرودی
6
مهتاب
22/01/1391, 18:50
در
غار تنهایی
برای غار تنهایی یک آهنگ زیبا از محسن یگانه گذاشتم امیدوارم لذت ببرین و نظرتون رو بگین( ممنون میشم )
7
مهتاب
22/01/1391, 18:43
در
غار تنهایی
تنهایی مان کمی خیابان کم داشت ..یک کوچه و یک بوسه ی پنهان کم داشت ..من شانه به شانه ی تو راه افتادم.... این منظره چند قطره باران کم داشت!
6
مهتاب
22/01/1391, 18:41
در
غار تنهایی
چرا اون ابر سیاه بی کسی... سایه هاش رو بخت تیره منه.... چرا جز دلتنگی و دلواپسی .....در خونمو کسی نمیزنه
7
مهتاب
15/12/1390, 22:22
در
غار تنهایی
دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود ، نه با دکمـه های سـرد کیبـورد ....... دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد ............ !
4
مهتاب
14/12/1390, 10:59
در
غار تنهایی
بگذار مرز تنهایی را رد کنم ... ببین... گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد....
8
مهتاب
13/12/1390, 20:53
در
غار تنهایی
روزى آرزو داشتم پنجره اى نباشد تا تو را بى واسطه ببینم، امروز آرزو کردم پنجره اى باشد تا فقط یک بار دیگر ببینمت
6