این گروه شامل بچه هایی میشه که از هر موضوعی که در اطرافشون رخ می ده نمی گذرن و ازش می نویسن!خلاصه دست به قلمشون خوبه!
914.5
امتیاز گروه:
کاربران (197 کاربر)
نمايش همه اعضای گروه
مدیران گروه

برچسب هاي استفاده شده در مطالب

دلنوشته / بخش شعر و ادبیات
سخن مدیر گروه با کاربران:
سخنی وارد نشده است!
آخرین بروزرسانی های دلنوشته
لیست کاربران گروه
نوع گروه: گروه عمومي
تعداد اعضا: 197 کاربر
تعداد مدیران: 1 مدیر
تعداد پُست های مستقیم: 148 پُست
تعداد پُست های موبایلی: 0 فید
تعداد فیدهای آراس‌اس: 0 فید
تعداد کل پُست ها: 148 پُست
تعداد خوشم‌آمدها: 633 خوشم‌آمد
تعداد ری‌اسپیک‌ها: 14 ری‌اسپیک‌
تعداد دیدگاه‌ها: 67 دیدگاه‌
تعداد برچسبها: 11 برچسب
فید آراس‌اس گروه: عضویت توسط فید RSS

پست ها در دلنوشته

کـنسـツانتےن
کـنسـツانتےن 2 ساعت و 13 دقیقه پیش در دلنوشته
پایانی برای قصه نیست! چرا که نه گوسفندان عاقل میشوند و نه گرگها سیر ...
ری‌اسپیک توسط negar_f
کـنسـツانتےن
کـنسـツانتےن 2 ساعت و 23 دقیقه پیش در دلنوشته
گل آفتابگردان را گفتند: چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت: ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم.
negar
negar 9 ساعت پیش در دلنوشته
فیزیک بعدها ثابت می کند که جای خالی آدمها در باران پاییزی بزرگتر می شود ...!!!
No Star Out Of To Reach...
walk_on__walk_on_____by_mr_twingo.jpg No Star Out Of To R.. 22 ساعت پیش در دلنوشته
آدمی وقتی به دنیا میگشاید چشم خویش / میخورد از هرکس و ناکس ، کنایه ، زخم و نیش / زنده بودن همچو شمعی روشنایی میدهد / وقت رفتن شمع ما خاموش و باقی زار و ریش / من چه گویم از عذاب زنده بودن،درد و رنج / سعی کن قلبی نباشد بعد تو خاطر پریش ... (کیهان حکمت شعار)
mostafa
mostafa 15 1390, 19:07 در دلنوشته
تمام سرزمین‌های من اشغال است دلم آواره ی طرز نگاه توست . مرا آزاد کن ای عشق!
❥ سيده مريم ...
❥ سيده مريم ... 15 1390, 19:05 در دلنوشته
شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند...! شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !... (ديدگاه)
mostafa
mostafa 15 1390, 18:36 در دلنوشته
گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ، دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم
negar
takpix-beautiful-partial-color-photos03.jpg negar 14 1390, 19:46 در دلنوشته
دنیا تکان می خورد اگر می گفتی ... دوستت دارم... دنیا از هم می پاشید اگر می گفتی ... دوستت دارم... تمام وجودم از هم پاشید... تمام وجودم به لرزه افتاد وقتی گفتم ... دوستت دارم .....................کوروش ناجی
negar
negar 14 1390, 19:41 در دلنوشته
شانس یه بار در خونه ى آدم رو میزنه! بد شانسى دستشو از روى زنگ بر نمیداره! بدبختى هم که کیلید داره درو باز میکنه میاد تو... اینه قصه ی ما.....
Mahib
Mahib 14 1390, 10:56 در دلنوشته
نشسته‌ام اینجا روی تختم. نه، نشسته که نه، لم داده‌ام اینجا روی تختم. خودم را زیرِ یک پتوی پشمالو، از همان قدیمی‌ها، مچاله کردم. یک موسیقیِ راکِ ملایم هم پلی کرده‌ام و چشمم را از پنجره‌ی اتاقم به سمتِ دور دست‌ها نشانه رفته‌ام. پنجره‌ای که تا ساعاتی دیگر باید با تکه‌های روزنامه و شیشه‌شور به جانش بیوفتم و مثل آینه برقش بی‌اندازم. با اینکه می‌دانم با این بارانی که دارد می‌بارد به غروب نرسیده باز هم لکه می‌شود. اما مادر خواسته،‌پس حرفی درش نیست. خانه را باید تکاند.
mostafa
mostafa 13 1390, 21:54 در دلنوشته
همه می دانندهمه می دانند که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس باغ را دیدیم و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست سیب را چیدیم همه می ترسندهمه می ترسند ،اما من و تو به چراغ و آب و آیینه پیوستیم نترسیدیم. . .
mostafa
mostafa 13 1390, 17:09 در دلنوشته
زندگی را به زنده بودن بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت...
1
mostafa
mostafa 12 1390, 20:05 در دلنوشته
شب ها امیدم را زنده میکنم.. امید دیدار..و هرشب چشمانم تر میشود.هرشب دلتنگ تر میشوم.هر شب از اندوخته ی صبرم میکاهد..... هرشب.... و اگر ادامه دهم نابود میشوم. نابود میشوم بدون اینکه حرفم را گفته باشم.نمیروم چون امیدم هرشب زنده تر میشود.ولی حیف... فقط امیدم زنده میشود بدون اینکه بفهمی اینجا طوفانی آرام خفته است.......واگر این طوفان زنده شود میمیرم.. ...دردی روحم را فرا گرفته.روحم خسته است.به کمی آرامش احتیاج دارد.
1
کـنسـツانتےن
کـنسـツانتےن 12 1390, 15:45 در دلنوشته
هیچ کس ندانست که کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد....
کـنسـツانتےن
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012