No Star Out Of To R..
14 1390, 20:17
در
دلریز
او که بی دلیل / مرا به بر آمدن آفتاب امید می دهد / ابله ِ دلسوز ساده ایست / که نمی داند نومیدی / سر آغاز دانایی آدمی است ... (سید علی صالحی)
7
کـنسـツانتےن
10 1390, 01:16
در
دلریز
گويند كسان بهشت با حور خوش است / من گويم كه آب انگور خوش است / اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار / كآواز دهل شنيدن از دور خوش است...!
3
No Star Out Of To R..
30 1390, 12:47
در
دلریز
مرا نسپر به فصل سرد دوری / كه من از فاصله آزرده هستم / مرا از درد بی تابی رها كن / شكستم، در غم دوری شكستم ... (نرگس عینی)
3
No Star Out Of To R..
30 1390, 12:45
در
دلریز
دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد / هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد / با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست / بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد / بوی نوازش های دستان تو را دارد / گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد / آرام می گیرد در آغوشم به جای تو / بغض غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد / از من سراغ بوسه هایت را نمی گیرند / وقتی لبانم را پشیمان می کنم ، برگرد / بی تو دلم را می سپارم دست پاییز و / این خانه را مانند زندان می کنم ، برگرد / قصدت اگر خاموشی این جسم بی جان است / کار تو را این بار آسان می کنم ، برگرد ... (مرضیه خدیر)
5