در این گروه خاطرات تان از اسپیکفا یا دلنوشته هایی برای اسپیکفا را به اشتراک بگذارید.

قوانین:
مهلت ارسال، از ساعت 21 روز 24 بهمن لغایت ساعت 24 روز 25 بهمن خواهد بود. بدیهی ست خاطرات و دلنوشته هایی که در این مدت ارسال شده باشند، داوری خواهند شد.

پُستهایی که به موضوع گروه ارتباطی نداشته باشند، حذف خواهند شد.
اعضای اخیر گروه
ملحق شده در تاریخ
22/02/1391, 17:08
ملحق شده در تاریخ
26/01/1391, 02:12
ملحق شده در تاریخ
8/01/1391, 14:17
ملحق شده در تاریخ
18/12/1390, 14:25
کاربران (35 کاربر)
نمايش همه اعضای گروه
مدیران گروه
برچسبهای پُستهای گروه
خاطره های اسپیکفایی / بخش سرگرمی و تفریحی
سخن مدیر گروه با کاربران:
قوانین:
مهلت ارسال، از ساعت 21 روز 24 بهمن لغایت ساعت 24 روز 25 بهمن خواهد بود. بدیهی ست خاطرات و دلنوشته هایی که در این مدت ارسال شده باشند، داوری خواهند شد.
پُستهایی که به موضوع گروه ارتباطی نداشته باشند، حذف خواهند شد.
مشخصات: گروه عمومي ، دارای 35 کاربر و 2 مدیر
پُست های مستقیم: 58 پُست
لایک‌ها: 679 لایک
ری‌اسپیک‌ها: 8 ری‌اسپیک‌
دیدگاه‌ها: 283 دیدگاه‌
فیدهای آراس‌اس: 0 فید
برچسبها: 33 برچسب
فید آراس‌اس گروه: اشتراک توسط فید RSS

پست ها در خاطره های اسپیکفایی

Bikhiale_2nya
Bikhiale_2nya 9/01/1391, 12:42 در خاطره های اسپیکفایی
تو مترو یارو دست کرده تو جیبم , دستشو گرفتم میگم راحتی داداش ؟ میگه ا ا ا جیبه تو بود؟ بابا بگو دیگه , یه ربه دارم میگردم , فکر کردم موبایلمو زدن , نزدیک بود داد بیداد کنم یه بی گناهی متهم شه ....
nasim
9ت.gif nasim 7/01/1391, 18:58 در خاطره های اسپیکفایی
نمی شود به سادگی بسپارمش به دست باد نمیشودبه راحتی خالی شوم از یاد یار نمی توان ترکش کنم ان روزگار پر بهار نمی توان باور کنم گسسته شد پیمانمان نباید این جدا شود نباید افتد فاصله نبایداز یادم رود صدهاصدها خاطره.....تقدیم..به همه دوستانی که بودن و حالا به هر دلیل نیستن
راحیل
nasim
1328782694708008_thumb.jpg nasim 13/12/1390, 11:37 در خاطره های اسپیکفایی
از تو می نویسم........مثل عکس مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
مریم
مریم 26/11/1390, 00:33 در خاطره های اسپیکفایی
چرا ملتی که شکست مثلا عشقی میخورن به جای اینکه برن رو خودشون کار کنن که یا مشکلشون رو حل کنن یا باهاش کنار بیان یا نمیدونم با یه دوستی کسی درد دل کنن، میان تو سایتهای مجازی افاضات می فرمایند! :متفکر یکی از تلخ ترین خاطراتی که از اسپیکفا دارم خوندن همین افاضاته که روز به روز بیشتر میشه. البته با عرض معذرت همه دوستان شکست خورده :دی
masoud_68
masoud_68 26/11/1390, 00:15 در خاطره های اسپیکفایی
من همیشه تو فرندفا بودم که یک روز یکی دوستام این سایت رو بهم معرفی کردم ، اولش زیاد بهش اهمیت نمیدادم ، اما بعد از چند مدت که تو فرندفا بودم ، دیگه برام جالب نبود همش حالم گرفته بود ، تا اینکه اومدم اسپیکفا ، بچه های اینجا خیلی خوبن و اینکه تونستم در روزهای آخری که خونه هستم و تو جشن دو سالگی اسپیکفا باشم از صمیم قلب خوشحالم و همیشه دلم میخواد محیط سایت همینطوری که هست و با امکانات بیشتر ، چون خیلی آرامش میده بهم ام دوری از سایت و دوری از پست های قشنگ بچه ها برام خیلی سخته اما بازم برمیگردم پیش همه بچه ها شاید چند ماه دیگه شایدم زودتر اما باز ممنون که همیشه هوای همدیگه رو دارین بچه ها این ها میشه واسمون خاطره خیلی میخوامتون تقدیم به همتون :گل:گل:گل:گل
کـنسـツانتےن
کـنسـツانتےن 26/11/1390, 00:00 در خاطره های اسپیکفایی
یه زمانی اسپیکفا فقط برام یه سایت معمولی بود که توش کپی میکردم، ولی کم کم جزئی از زندگیم شد. تقریبا هر روز میام اینجا و هر وقت هم که میام نت اولین سایتی که باز میکنم و آخرین سایتی که میبندم اسپیک. پارسال که نتونستم توی تولد اسپیکفا باشم ولی خوشحالم که امسال پیش همه کاربرای اسپیکفایی هستم. :گل
ღ مائده ღ
ღ مائده ღ 25/11/1390, 23:51 در خاطره های اسپیکفایی
رو خواهرم مینا @d_v_O_O_n_e بهم معرفی کرد ، اوایل که اینجا عضو شده بودم ، ی سیستم داشتیم :مرموز به خاطر همین فقط ی ساعت خاص میتونستم بیام ، وقتی از سایت میومدم بیرون ، مینا میگفت ، @monicaمرجان بود ؟ علی بود ؟ پاییز بود ؟ @paeez88 و ... کافی بود ی اسم بگه تا منم گیر بدم بهش که ازشون برام بگه :مرموز من براتون غریبه بودم ولی شما برام آشنابودین:دی بالاخره من رو بینتون پذیرفتین و صمیمی شدیم :احساسی الان اگه چند روز نبینمتون دلم براتون واقعا تنگ میشه ، جاهای دیگه هم عضو شدم ولی کاربرای اینجا برام مثل اعضای خانوادم هستن، صمیمیتی که اینجا دیدم تو هیچ سایت دیگه ای سراغ ندارم و هیچ جای این دنیای مجازی برام نمیشه :تقدیم
کـنسـツانتےن
کـنسـツانتےن 25/11/1390, 21:39 در خاطره های اسپیکفایی
خیلی فکر کردم تا یه خاطره خوب بنویسم؛ خاطره که زیاد دارم هم خوب هم بد ولی نمیدونستم چی بگم. تقریبا از همون روزای اول عضو بودم ولی اون اوایل زیاد نمیومدم کم کم از جو اینجا و کاربراش خوشم اومد؛ همه با هم صمیمی بودن یه جورایی مثل خانواده، منم به عنوان عضوی از این خانواده قبول کردن. کاربرای زیادی و اینجا دیدم که همشون خوب بودن و یه جورایی برام مثل خانواده بودن. کلا من آدم تنهایی هستم هم تو نت هم تو خارج از نت ولی از وقتی اومدم اینجا دوستای خیلی خوبی پیدا کردم که از همه دوستای معمولیم بهم نزدیک ترن. خلاصه روزای خوبی و با اسپیک داشتم و خواهم داشت. :گل
masoud_68
masoud_68 25/11/1390, 20:57 در خاطره های اسپیکفایی
واسه من همش خاطره است ، بودن با بچه ها وقتی از سرکار میام یه راست میام سراغ کامپیوتر و اولین سایتی که باز میکنم اسپیکفا هست ، خدای تو این مدت که اینجا بودم خیلی روحیه ام بهتر شده ، اگه غمی هم دارم بچه ها از یادم میبرند ، من سه روز دیگه دارم میرم سربازی ، از این خوشحالم که با روحیه خوب دارم میرم اینم مدیون تک تک شما بچه ها هستم من سنم زیاد نیست اما مرسی که هر موقع وارد سایت شدم دلگرم و شادم کردید ، دیگه نمیدونم چی بگم ، فقط واسه همتون آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری میکنم ، خیلی دوستتون دارم ، فدای همتون ، سعی مینم بازم بهتون سر بزنم تا روز آخر که هستم ، دیگه همین و یه تشکر ویژه از مدیر سایت دارم که این محیط رو به این خوبی واسه این بچه های گل فراهم کردند ، که تنها نباشند ... بازم ممنون :گل:بوس:عشق
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012