این خوابها یعنی خداحافظ بهار من/یعنی بریدی،خسته ای از گیرو دار من/بین دوتا آیینه ماندی،انعکاسی تلخ/از انتظارش،انتظارت،انتظار من/دیگر رهایت میکنم تا باز برگردی/ به دوره آرامش قبل از کنار من/از تو برایم خاطراتت،خنده هایت بس/شبهای بی کابوس خالی از حصار من/بعد از تو بوی تند غربت میدهد دستم/در چهاراه گلفروشان دیار من/هرجا قراری با تو بود و طعم آغوشی/میسوزد از حسرت پس از این روزگار من/تو روح جاری در منی که شعله میربزی/در گریه های بعد از این بی اختیار من/این اشکها تنها امید من بود وقتی/عشق میخواست خاکستر کند دارو ندار من/ای کاش مثل هر خداحافظ امیدی بود/در حرفهایت...آتش صبر و قرار من/خوشبخت باش و بیخیال حس و حالم باش/کاری ندارد عشق بعد از این به کار من
#فقط-یه-لحظه