zeynab
29/02/1391, 16:10
شانس هم نداریم ما:جیغ :ناراحت یه آخره هفته هم که بیکار بودم میشد بریم بیرون شهر....الکی الکی ماشین مون و خوابوندن!!!.....:ناراحت فک کنم دفه بعد که بیکار شم بعده امتحانای ترمه!..:فغان من طبیعت میخوام!...:مظلوم:گریان
11
zeynab
29/02/1391, 01:25
در
زمزمه های قلب من ...
یه تصنیف قدیمی و دوست داشتنی: در میان طوفان آن پیمان با قایق ران ها...گذشته از جان باید بگذشت از طوفان ها...به نیمه شب ها دارم با یارم پیمان ها..... که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها....آآاااآآااه...:احساسی
18
zeynab
28/02/1391, 12:14
در
کتـــاب خور!
"اگر براي كسي كاري بكني كه قبلا از او مهري ديده اي كه هنر نكرده اي! معامله كرده اي. اگر در ازاي قهر و جفا, مهر و وفا كني هنر كرده اي.... نه... هنر نكرده اي, به وظيفه ي خدايي ات عمل كرده اي. يك بار براي يك بنده كاري كرده اي كه خدا يك عمر براي همه بندگانش انجام مي كند. چقـــدر بنده بايد بي جنبه باشد كه با مثقال, منت بر سر خــــروار بگذارد. "
12