اطلاعات اين کاربر خصوصي است.
مریم
347 پُست ، 135 همراه ، 87 همراهي
زن ، مجرد ، 26 ساله ، متولد 1365-03-08
    mary1900 پروفایل خود را خصوصی کرده است.فقط همراهی شده ها، دسترسی خواهند داشت.
    mary1900 پروفایل خود را خصوصی کرده است.فقط همراهی شده ها، دسترسی خواهند داشت.
مریم
مریم 8/01/1391, 03:07
@Director کلا بیکار تر از من پیدا نمیشه! :دی دو ساعته دارم سوالایی که تو صندلی داخ! ازشما پرسیدن میخونم ، خداییش از بحثای سینمایی شما و اقا عماد خیلی خوشم اومد. موفق باشید :دی
مریم
مریم 6/12/1390, 23:56
یعنی سوتی تا چه حد!!!! :دی بخوای یه پیام خصوصی به خواهرت بدی اون وقت اونو به صورت پست عمومی ارسال کنی!!!!!! :گریه
مریم
مریم
مریم 4/12/1390, 18:26
تولدت مبارک. هرچند امسال اولین سالیه که روز تولدت کنارت نیستم! ولی میدونم به تو که خوش میگذره!! :دی @nazanin
مریم
مریم
مریم 29/11/1390, 11:42 در +++++ بازی کلمه +++++
سلام ببخشید یه دفعه پریدم وسط حرفتون! منم بازی!
مریم
مریم 26/11/1390, 00:33 در خاطره های اسپیکفایی
چرا ملتی که شکست مثلا عشقی میخورن به جای اینکه برن رو خودشون کار کنن که یا مشکلشون رو حل کنن یا باهاش کنار بیان یا نمیدونم با یه دوستی کسی درد دل کنن، میان تو سایتهای مجازی افاضات می فرمایند! :متفکر یکی از تلخ ترین خاطراتی که از اسپیکفا دارم خوندن همین افاضاته که روز به روز بیشتر میشه. البته با عرض معذرت همه دوستان شکست خورده :دی
مریم
مریم
مریم 25/11/1390, 02:08 در خاطره های اسپیکفایی
نازنین الان متوجه تقلبی که رسوندی شدم! شب اولی که اومدم اسپیک همه رو میشناختم چون قبلش نازنین بهم معرفی کرده بود ! ولی کاربرایی که آنلاین بودن براشون سوال بود که چطور من تک تکشون رو میشناسم . یاد سورن بخیر!@soren
مریم
مریم 25/11/1390, 02:01
@nazanin می بینم که ما فکمون گرم شده فکر کنم حالا تا صبح بیایم فقط خاطره بنویسیم اینجا :دی
مریم
مریم 25/11/1390, 01:54 در خاطره های اسپیکفایی
من یه چیز دیگه یادم اومد! اون موقع ها اقا محمد کسی رو تحویل نمیگرفتن! یادمه یه بار برای یکی از پستهای نازنین نمیدونم نظر گذاشته بودن یا لایک زده بودن ، بچه ذوق مرگ شد! @Mohammad
مریم
مریم 25/11/1390, 01:46 در خاطره های اسپیکفایی
یادمه اولین باری که آقا بهنام عکس خودشون رو برا آواتار گذاشتن نازنین رفت بهشون گیر دادکه ما فکر میکردیم شما فردی پیر وچروکیده باشید که از کهولت سن رنج میبره! حالا عین عبارتش رو یادم نیست ولی یه جیزی تو این مایه ها بود! کلی خندیدیم اون شب @behnam
مریم
مریم 25/11/1390, 01:28 در خاطره های اسپیکفایی
من یه بار کلاس درس رو بیست دقیقه زودتر تعطیل کردم! بچه ها رو فرستادم برن که بیام اسپیکفا! واقعا عذاب وجدان گرفتم! اعتیاد چه میکنه!!!:روسیاه
مریم
مریم 25/11/1390, 01:16 در خاطره های اسپیکفایی
من یه چیزی الان یادم افتاد . وقتی که یوسف تصادف کرده بود ما همه شوکه شدیم یادمه من و نازنین دیگه کم مونده بود بزنیم زیر گریه! خیلی حس بدی داشتیم. خدا رو شکر که حالشون بهتر شد
مریم
مریم 25/11/1390, 01:10
@nazanin من که حافظه درست وحسابی ندارم ! هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم یه تقلبی چیزی برسون!:دی
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012