محمدرضا
20/01/1391, 11:40
در
دوستان اسپیکفایی
من به خود میبالم که در این عصر یخی و در این ظلمت باروت و فساد دوستانی دارم همچون آب زلال که دلشان آیینه خورشید است...
10
محمدرضا
20/01/1391, 11:35
در
دوستان اسپیکفایی
چشمانت راز آتش است و عشقت پیروزی آدمیست و آغوشت . . . . اندک جایی برای زیستن اندک جایی بــــــرای مردن ...
6
محمدرضا
20/01/1391, 11:31
در
دوستان اسپیکفایی
تو نازکدل تر از آنی که گویند / عزیز بهتر از جانی که گویند / تو سالار تمام خوب رویان / تو "عشق زیر بارانی" که گویند!/ لبت آمیزه ی عطر گل یاس / دو عاج سینه ات از جنس الماس / چو شعر ناب ِسهراب، ای پریرو / غنی هستی ز باغ ِ سبز احساس!
7
محمدرضا
19/01/1391, 09:39
در
دوستان اسپیکفایی
ای آخرین امید من منو اسیرم نکن/منم یه پاره ی غمم اسیر ماتمم نکن منم بهار عشق تو همون که آواره شده/ تو این شبهای بی کسی یه دل بیچاره شده توی دنیایی که روزهام فرقی با شبهام نداره/ دل اسمونی من غربت نگاتو داره تویی آرزوی هستیم تویی آخرین بهارم/ نذار این غروب دلگیر بشه آخرین قرارم منو از خودم رها کن بذار با تو پر بگیرم/ بذار چشماتو ببینم تا دوباره جون بگیرم
4
محمدرضا
5/12/1390, 22:14
در
دوستان اسپیکفایی
در تمام لحظه هایم هیچ کس غربت تنهائیم را حس نکرد... آسمانم غم گرفت هیچ کس برکه طوفانیم را حس نکرد... آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سر و سامانیم را حس نکرد
12
محمدرضا
5/12/1390, 21:57
در
دوستان اسپیکفایی
زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسم می کند، اما اگر در او دقیق شوی ، می گرید . . .
8
محمدرضا
5/12/1390, 21:49
در
دوستان اسپیکفایی
دوست داشتن انسانها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)
7
محمدرضا
5/12/1390, 21:46
در
دوستان اسپیکفایی
من صبورم اما ... ، بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم ، بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند ، میترسم .
5
محمدرضا
5/12/1390, 21:35
در
دوستان اسپیکفایی
در زندگی تان! نقش نیشهای مار ” ماروپله ” را بازی نکنید ، شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد، همان کس که به شما اعتماد کرده بود . . .
6
محمدرضا
5/12/1390, 21:33
در
دوستان اسپیکفایی
آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست....
5
محمدرضا
5/12/1390, 21:21
در
دوستان اسپیکفایی
درد ِ دل کـه می کنــی ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی ِ سیـنی و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه روحـت ....!
9
محمدرضا
5/12/1390, 21:17
در
دوستان اسپیکفایی
گاه دلتنگ مي شوم ... دلتنگتر از همه دلتنگي ها... گوشه اي مي نشينم و حسرت ها را مي شمارم و باختن ها و صداي شكستن ها را نمي دانم من كدامين اميد را نااميد كردم و كدامين خواهش را نشنيدم و به كدام دلتنگي خنديدم كه چنين دلتنگم .
3
محمدرضا
1/12/1390, 11:05
در
دوستان اسپیکفایی
براي تو مينويسم............. براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست... براي تويي كه قلبم منزلگاه عشق توست... براي تويي كه احساسم از ان وجود نازنين توست... براي تويي كه مرا مجذوب قلب باز و احساس پاك خود كردي... براي تويي كه سكوتت سخت ترين شكنجه من است... براي تويي كه در عشق قلبت چه بي باك است... براي تويي كه عشقت معناي بودنم است... براي تويي كه غمهايت معناي سوختنم است... براي تويي كه آرزوهايت آرزويم است... براي تويي كه...............
7
محمدرضا
1/12/1390, 10:45
در
دوستان اسپیکفایی
آدمی به خودی خود نمی افتد .... اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...
5