من بدون حضور وکیلم حرف نمیزنم....
گروه هاي کاربر (3)
سیدسهند
594 پُست ، 75 همراه ، 95 همراهي (جزئيات)
ساکن تهران ؛ مرد ، مجرد ، 26 ساله ، متولد 1365-02-01
حالت شخصي: وصف ناشدنی

سیدسهند
سیدسهند 29/02/1391, 20:27
این غروب جمعه ای با این حال وهوا...حال میده بشینی یه کتاب 400 صفحه ای رو که هیچ وقتم لاشو باز نکردی بخونی:مطالعه.:داغون....ینی دپرس میشی یه وضی.....
سیدسهند
Www.Pix98.CoM_Love9_026.jpg سیدسهند 29/02/1391, 20:17
این بار تو بگو که “دوستت دارم” نترس… من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید....!!!
سیدسهند
gqatl5it7018qxxoz6u7.jpg سیدسهند 29/02/1391, 20:16
قحطــــی عشــــق می آیــــد ! هفــــت نـــه هفتــــصد ســـال در قلبــــم ذخیـــره و پنهــــانت می کنـــــم ... بگـــو کنعانیــــان منتــــظر نباشــــند ... تقسیـــــم شدنـــی نیستــــی ! حتـــی!!!!! اگـــر یعقـــوب بیایــــد ....
سیدسهند
سیدسهند
1333800666845203_orig.jpg سیدسهند 28/02/1391, 09:56
اینجا یعنی تمام من منتهی میشود به تو...وقتی آینه هم تورا به جای خودم به من نشان میدهد....
سیدسهند
سیدسهند 24/02/1391, 19:21
یاد دارم در غروبی سرد سرد/ می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد //داد می زد : کهنه قالی می خرم //دسته دوم جنس عالی می خرم //کاسه و ظرف سفالی می خرم //گر نداری کوزه خالی می خرم //اشک در چشمان بابا حلقه بست //عاقبت آهی کشید بغضش شکست //اول ماه است و نان در سفره نیست// ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟// بوی نان تازه هوشش برده بود //اتفاقا مادرم هم روزه بود //خواهرم بی روسری بیرون دوید //گفت اقا سفره خالی می خرید...؟/// :سکوت
ری‌اسپیک توسط maminp
سیدسهند
سیدسهند
ytts83ciue34afyhj67.jpg سیدسهند 24/02/1391, 19:14
می گویند : "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت: فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. چه محشری می شوند! "اینشتین”در جواب نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه محشری می شود! ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!
سیدسهند
sms-khodavand.jpg سیدسهند 24/02/1391, 19:11
شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد... ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...! فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟! خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم... و این است عظمت پروردگار عالمیان
ری‌اسپیک توسط bnam
سیدسهند
سیدسهند 20/02/1391, 01:21
خاک بر سر من...یه دختر خاله دارم یه 2 سال از خودم کوچیکتر وقتی بچه بودیم خیلی اذیتش میکردم:جربحث اصن محل بهش نمی دادم تازه بهش میگفتم ....مماخو..آخه بینیش خیلی بزرگ بود..حالا که بزرگ شده یه دافی شده دماغش که شده یه نقطه...تازه داره پزشکی هم میخونه. :دکتر ....میدونی بدیش چیه که بچگیهاشو مو به مو یادشه..... :روسیاه..ینی محل سگم بهم نمیزاره...این الان منم :نادم
سیدسهند
سیدسهند
سیدسهند 15/02/1391, 01:51
خواهر کوچیکم وقتی 2 سالش بود با کفش....پشت به قبله....نماز میخوند اونم 3 رکعتی با 5تا سجده. مامانم میگفت فداش شم هنوز اولشه! :تشویق.......وقتی 4سالش شد با کفش....پشت به قبله....نماز میخوند اونم 3 رکعتی با 5تا سجده.....مامانم میگفت:تازه میخواد یاد بگیره ..درست میشه :نیشخند....وقتی 6 سالش شد با کفش....پشت به قبله....نماز میخوند اونم 3 رکعتی با 5تا سجده مامانم میگفت هنوز 2 سال وقت داره درستشو یاد میگیره ریلکس.....الان 11 سالشه مامانم میگه دیگه امیدی به یادگیریش نداره!!!!:روسیاه
سیدسهند
سیدسهند 15/02/1391, 01:23
دلمان که میگیرد... تاوان دلهایی ست که بسته ایم...حالا من هی به تو دل صاب مرده بگم!!!!!!!!!!! :قلدر
سیدسهند
سیدسهند 15/02/1391, 01:18
مامانم با عمم دعواش شده !!رفته تند تند ظرفارو میشوره ..میگم مامان ناراحت نباش حداقل آستیناتو بزن بالا برگشته با توپ پر میگه::قلدرحتما بیامو واسه ی توام آستین بالابزنم ...یه عروس بیارم با چشای ور قلمبیده ..سیخ سیخ بشینه جلوم...بشه آیینه دقم....کور خوندی..توام مث عمه تی :افه!!!!!!!:قاطی
سیدسهند
سیدسهند 15/02/1391, 01:10
مامانم میگه دیشب خواب دیده تو تصادف رانندگی مردم.....صبح تا حالا نمیزاره از کنارش جم بخورم.....اصن یه وضعیه!!:داغون
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012