بمناسبت 2 سالگیِ اسپیکفا، از تاریخ 24 تا 25 بهمن ماه
خاطرات یا دلنوشته هایتان از اسپیکفا را در گروه "خاطره های اسپیکفایی" به اشتراک بگذارید؛ زیباترین خاطره یا دلنوشته، به مدت 12 ساعت بنام شخص، در پیشخوان نمایش داده خواهد شد. ( گروه خاطره های اسپیکفایی)
برای اسپیکفا، لوگو طراحی کنید؛ زیباترین لوگو، به مدتِ 12 ساعت جایگزین لوگویِ رسمیِ اسپیکفا خواهد شد! ( گروهِ ارسال لوگو )
به مناسبتِ شب سالگرد دو سالگیِ اسپیکفا، اینجا را امضا کنید و یادگاری بگذارید. ( هم اکنون امضا کنید! )
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
:بیخیال باورکن خالی بستم استقلالی ام... خواستم راحتتر اثبات کنم که هممون باید طرفدار نماینده ایران باشیم و فقط وقتی که بازی داخلی داشت بزنیم توی سرش :دددی :خداحافظ البته از اینجا
داداش بد؟:گریان،،،
:سکوت،
تو چقدر جویای احوال منی؟
از سه شیفت کار کردن من خبر داری ؟
همتون همینجوری هستین ، تا من احوال شما رو نپرسم، بدم،،:گریان ، ولی :افسوس که حتی امیر توی این دو هفته یه اس بهم نداده که زنده ام یا مرده،،:قهر
:گریان
سلام داداشی خو من دیدم همش مثلا نوشته 10 ساعت قبل همشاد بوده ..دیدگاه گذاشته یا پست ..ناراحت شدم که چرا یه حالی نمی پرسه
من از کی باید حالتو بپرسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسنجر؟تلفن؟دلی؟امیر؟:گریان
امیر حذف کرده و توی یاهو هم نمیاد:گریان دلی هم ......:فغان
حالا گریه نکن :خوحالا آجی م ،،، .:بوش عژیزم ،،،:بغل،،آجی جونم.. فقط میان وقت ها میام که به صوال ها جواب بدم و دیدگاه ها رو بخونمم..
که نه سوالی توی صندلی داغ هست نه دیدگاهی دارم :قهر
البته بستگی به هر دوتا داره :دددی ایشالا هم شما داداش خوبی باشی واسه خواهرت هم خواهرت خواهر خوبی باشه واسه شما. و همیشه شاد باشین کنار هم..
من که نه خواهر داره نه برادر :ریلکس نمیدونم چجوریه خواهر یا داداش داشتن ... :دددی
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23- اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29- وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
30-به سادگی به یکدیگر دروغ میگوییم و برای اثبات آن به دروغ های بزرگتری میپردازیم
31-برای رسوا نشدن همرنگ جماعت میشویم هر چند آن جماعت را قبول نداشته باشیم
32- همیشه به دنبال کسی میگردیم که اعتراضش راشروع کند تا دنبال او ره بیفتیم. جرات پیشقدم شدن نداریم
33- ضایع کردن و رسوا نمودن مدیران و رهبرانمان بیشترین لذت اجتماعی را برایمان دارد.
34-در حمایت و مخالفت با رهبران و مدیران جامعه بسیار افراط و تفریط داریم.
35-بدون آگاهی و علم کفی در مورد دیگران به قضاوت مینشینیم و جالب آنکه با همان قضاوت ناقص محکوم نیز میکنیم
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37- در حالی که حاضریم چندین ساعت دور هم بنشینیم و چرت و پرت بگوییم حاضر به خواندن یک صفحه کتاب نیستیم. در عین حال مدعی هستیم باسواد ترین کشور های دنیا هستیم.
38- وقتی صحبت از ادعا هست اولین هستیم و وقتی صحبت از عمل به دنبال دیگری هستیم ک ادعای ما را عمل کند
39- در حالیکه خود را مذهبی ترین مردم دنیا میدانیم و خود را اهل بهشت, احترام و رعایت حقوق یکدیگر بی ارزش ترین چیز نزد ما است
40- این یکی را هر کدام از ما ایرانیان خودمان به خود بگوییم و بکوشیم حداقل این یک عیبی را که خودمان در مورد خودمان میگوییم در پی اصلاح آن بکوشیم نه اینکه بگوییم ما بهترینیم و هیچ عیبی نداریم.
این 2تا افتادن به جون همداغون
از خود گذشتگی و اینا :مظلوم
هععععععی :بیکار:منتظر
آقا ایمان خودتونو مسدود کنید :بیکار