migmig
13 ساعت پیش
تو کجایی سهراب ...؟ آب را گل کردند ... چشم ها را بستند ... و چه با " دل " کردند ... وای سهراب کجایی آخر ... زخم ها بر دل عاشق کردند ... خون به چشمان شقایق کردند ... تو کجایی سهراب ...؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ... همه جا سایه ی دیوار زدند ... وای سهراب کجایی ..!!دلم را کشتند...
4
Farzad
3/03/1391, 23:49
کوچه هایت آشنای درد بود...خانه ات جولانگه نامرد بود شانه هایت زخمی شلاق هاست...نخل هایت، سوگوار بس عزاست...شهر من، ای بستر دریای خون...! در تو جاری، معنی قرآن کنون...تل خاک تو، نشان از خانه هاست...بازوانت زخمی بیگانه هاست...قامت سبز تو را خون رنگ زد...چهره ات را دست دشمن چنگ زد...خون مردانت اگر بر خاک ریخت...نور ایمان بود و از افلاک ریخت...کودکانت گر چه در خون خفته اند...قصه بیداری ما گفته اند...#خونین-شهر
15
nasim
2/03/1391, 12:14
در
اشتـــــــبــــــــاه
زندگی خالی نیست. مهربانی هست...سیب هست..ایمان هست..تا شقایق هست زندگی باید کرد...........سهــــــــراب
6
maryam sobhkhiz
1/03/1391, 21:00
:تقدیم سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی . . .:محبت:محبت
5
~~~ پـــــدربزرگ SP..
29/02/1391, 17:00
در
boghze nashkasteh
کدوم خزون خوش آواز تو رو صدا کرد ای عاشق که پر کشیدی بی پروا به جستجوی شقایق کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم کنار ما باش که با هم خورشید و بیرون بیاریم هزار پرنده مثل تو عاشق گذشتن از شب به نیت روز رفتن و رفتن صادق و ساده نیامدن باز اما تا امروز خدا به همراه ای خسته از شب اما سفر نیست علاج این درد راهی که رفتی رو به غروبه رو به سحر نیست شب زده برگرد
6
omid
24/02/1391, 19:33
به سراغ من اگر میآیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگهای هوا، پر قاصدهایی است که خبر میآرند، از گل واشده دورترین بوته خاک. روی شنها هم، نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند.
۞►من مثل هیچکس◄۞
20/02/1391, 13:25
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد.... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.... باید اینطور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق!چه گل پیچک ویاس! زندگی اجباریست! زندگی در گرو خاطره هاست! خاطره در گرو فاصله هاست! فاصله تلخ ترین خاطره هاست
7
Benjamin
18/02/1391, 20:15
هیچکس برای تشییع شقایق نبود جز باد..... و زوزه هایش که در صحرا مرثیه میخواند از حنجرهء آسمان آنقدر که ابر از مویه های باد گریست.
7
sezar
18/02/1391, 19:50
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد.... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.... باید اینطور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق!چه گل پیچک ویاس! زندگی اجباریست! زندگی در گرو خاطره هاست! خاطره در گرو فاصله هاست! فاصله تلخ ترین خاطره هاست!!!
5
نوژا.......noja
18/02/1391, 18:21
در
مشاعره حرفه ای
لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد/ به جگر سوختگان داغ برابر برسان.
10