@d_v_O_O_n_e میناجونم یه عالمه دلم واست تنگولیده:ناله:بوس

جاده می خواند مرا هر دم به خویش چون سرابی در کویر باورم جاده می خواهد دراین ناباوری بر فریب خامش ایمان آورم … خسته از آزار شب باید گذشت از تمام بوده و نابوده ها دل برید از سرزمین بی کسی پر گرفت از شهر خواب آلوده ها … باید از رؤیای خود اما گذشت دل خوشی ها را به کام شب سپرد چشمها را بست بر رنگ زمین بر دهان آرزوها پا فشرد … جاده بی رحمانه شوقم را ربود بر زمینم زد به اندوهم نشاند هر چه نالیدم کسی دستی نداد جاده خندید و به افسونم کشاند … آه ازمن تن به جایم مانده است روح من دیگر نمیدانم کجاست بی گمان دور از ریای جاده ها در مسیری از شقایق ها رهاست … جاده یعنی غربتی بی انتها جاده یعنی خسته ای بی ادعا رهسپاری مانده از بی حاصلی جاده یعنی رفتن اما بی صدا … جاده تا بی انتها خواهد کشاند راهیان سرزمین قصه را همچنان تا نا امیدی می برد خفتگان خوش خیال خسته را … ای مسافر.خسته از بیراهه ها ای تو همدرد من بی سرزمین بال پروازم شو اکنون چاره شو پر بگیریم از زمان و از زمین....:محبت
تازه میگن این لاله کوهیه :سرخوش
والا...:قلدر