بعدا تعریف میکنم.....................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
گروه هاي کاربر (12)
نمايش همه گروه ها
بيشترين برچسبهاي کاربر
|| شاکر ☼☼ صدرصد ||
1856 پُست ، 139 همراه ، 27 همراهي (جزئيات)
ساکن تهران ؛ مرد ، متاهل ، 29 ساله ، متولد 1362-03-10
حالت شخصي: آروم و عادی

|| شاکر ☼☼ صدرصد ||
162d950c1a30f73a8ab7c55690066665-300.jpeg || شاکر ☼☼ صدرصد || 13/01/1391, 21:17
کجای گریه های من .. رسیدی تو به داد من ؟؟ نبودی تو بیاد من
ری‌اسپیک توسط paeezesabz
مثل من
مثل من 19/01/1391, 03:43 در کوتاه نویسانِ اسپیکفا
@Director گیرم که حافظه و خاطراتتو ریختی دور با دل سوختت چه میکنی !؟
ری‌اسپیک توسط shakoor
ROUZ
ROUZ 18/01/1391, 01:09
انسان کلآ موجودیه که وقتی خرش از پل میگذره همه چیز رو فراموش میکنه، اونی هم که این و قبول نداره خرش هنوز روی پله!!!!!:تربیت :داغون
ری‌اسپیک توسط shakoor
✿◠‿◠دوستی ساکت◕‿-
marg.jpg ✿◠‿◠دوستی ساکت◕‿- 13/01/1391, 23:25 در حرفای خودمونی
آرزوی بزرگیه ..............که مردم خود واقعیشون باشن ..................کاش همیشه شب بود .........................
ری‌اسپیک توسط shakoor
๓!ℓдĐ
๓!ℓдĐ 13/01/1391, 23:24 در دلتنگی های من
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
ری‌اسپیک توسط shakoor
migmig
migmig 13/01/1391, 20:16
بــــــــــه نــــــــــام دوســــــــــتــــــــــ ******* کــــــــــه هــــــــــرچــــــــــه مــــــــــیکـــــــــشــــــــــــم از اوســــــــــــتــــــــــ:قهقهه
ری‌اسپیک توسط ashk6922 و shakoor
takgol
Hurry-Drinking-After-Crying.gif takgol 13/01/1391, 00:10
. دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی . . . .
ری‌اسپیک توسط shakoor
քռ●sνա
ری‌اسپیک توسط d_v_O_O_n_e و 3 نفر دیگر
m
m 12/01/1391, 06:36 توسط موبایل
ساعت شش صبح به تو فكرميكنم.و تو در خواب نازت به ديكران...
ری‌اسپیک توسط shakoor
niyaz
niyaz 12/01/1391, 02:42
بی هیچ ملاحظه ای، هیچ تاسفی، هیچ شرمی، دیوارهایی به دورم ساخته اند، ضخیم و بلند. و اکنون با حسی از نومیدی در اینجا می نشینم. نمی توانم به چیزی دیگر فکر کنم: این سرنوشت ذهنم را تحلیل می برد که من بیرون، چه اندازه کار داشتم. وقتی این دیوارها را می ساختند، چگونه ممکن بود متوجه نشوم! اما هیچوقت از آنانی که می ساختند، حتی صدایی نشنیدم. چه نامحسوس مرا از دنیای بیرون گسسته اند.
ری‌اسپیک توسط shakoor
bahare
bahare 10/01/1391, 18:36
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، باتعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : دیدگاه.....
ری‌اسپیک توسط shakoor
|| شاکر ☼☼ صدرصد ||
|| شاکر ☼☼ صدرصد || 10/01/1391, 17:25
یکی بگه کجا کپی پیست اونم بصورت افراطی جذابه؟؟ اگه حرف دلنشین بزنیم به دل دیگران میشینیم .. تراکم و ترافیک فعالیت نمیخواد جذاب بودن..
ری‌اسپیک توسط paeezesabz و Faryad2000
文 Ṗ£ƊŔΛɱ  ð  ҚɦΛɳ  文
文 Ṗ£ƊŔΛɱ ð ҚɦΛɳ 文 10/01/1391, 16:29 در حرفای خودمونی
کاش ما آدما یاد می گرفتیم یا حرفی رو نزنیم یا اگه می زنیم تا تهش پاش واستیم :سکوت
ری‌اسپیک توسط shakoor
|| شاکر ☼☼ صدرصد ||
ری‌اسپیک توسط nasimkhanum
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012