مهدي
30/02/1391, 10:15
در
شهدا
دو قلوهایش كه به دنیا آمدند برای نام گذاری اشان هر كسی چیزی میگفت. اما حاج مهدی گفت: هر چی قرآن بگه. قرآن را که باز كرد، آیه آمد «بشیراً و نذیراً» اسم پسرهایش را گذاشت بشیر و نذیر.
18
مهدي
30/02/1391, 10:07
در
شهدا
چند خانم که بیشترشان بی حجاب بودند،ایستاده بودند و دیالمه به سوالاتشان جواب می داد... در تمام مدت سرش پایین بود... بعد از رفتن خانم ها رفتم جلو و پرسیدم: شما که به این خانم ها نگاه نمی کنید احساس نکنند شما خشک هستید و اثر سخنتان کم شود... گفت: به چهره آنها نگاه نمی کنم تا خدا به من نگاه کند...
19
مهدي
27/02/1391, 08:57
در
شهدا
قبل از هر حمله یا شبیخون نماز جماعت را برپا می کرد.او حتی یکبار هم نماز جماعت را ترک نکرد.چون عقیده داشت نماز است که ما را حفظ می کند.در فداییان اسلام نماز اول وقت و جماعت همیشه برپا بود. قبل از انقلاب هم وقتی صدای اذان را می شنید حال چه در کوچه بود - چه بازار - چه سر چهار راه - چه منزل در هر کجا بود شروع می کرد به اذان گفتن...سيد مجتبي هاشمي
17
مهدي
21/02/1391, 10:00
در
شهدا
هنوز خون تازه از او جاريست تا ببينيم و ...
9
sAbErIn
16/02/1391, 18:30
در
شهدا
به قول مجتبی من شوخی شوخی ميميرم و شما جدی جدی! چه شوخی شوخی همه رفتن....!
15