چی میخوای بدونی؟ بگو تا بگم
گروه هاي کاربر (1)
سیـــــــما
118 پُست ، 90 همراه ، 102 همراهي (جزئيات)
ساکن کرمانشاه ؛ زن ، مجرد ، 23 ساله ، متولد 1368-09-08
حالت شخصي: مهربون

سیـــــــما
سیـــــــما 11/12/1390, 00:58
یادتون میاد اون روز که بحرین تیم ایران رو حذف کرد و پرچم کشور عربستان رو تو استادیوم چرخوند !؟ امروز جگرم خنک شد وقتی بحرین و عربستان هر دوشون حذف شدن ...
سیـــــــما
سیـــــــما 11/12/1390, 00:35
من زندگیمو باختم حاج آقا ! منو از حبس می ترسونی؟ برو از خدا بترس !... (دیالوگ به یاد ماندنی شهاب حسینی در جدائی نادر از سیمین)
سیـــــــما
سیـــــــما 10/12/1390, 19:40
بازی فوق العاده شهاب حسینی در جدایی نادر از سیمین چرا نادیده گرفته میشه ؟ لطفا نظراتتونو بگید .
سیـــــــما
01.jpg سیـــــــما 10/12/1390, 19:34
تا حالا از خودتون پرسیدین که چرا در موفقیتهای کسب شده ی فیلم "جدایی نادر از سیمین" اسمی از" شهاب حسینی" نمیبرن ؟!!!!!!!
سیـــــــما
qlydp3o31zdconqvnhmd.jpg سیـــــــما 10/12/1390, 00:34
شرم بر من اگر حریم تو پیش چشمان من شکسته شود وای بر من اگر نبینم چشم رو به رویای عشق بسته شود از تب سرد موجهای خزر تا خلیجی که فارس بوده و هست می شود با تو دل به دریا زد می شود با تو دل به دنیا بست
سیـــــــما
سیـــــــما 10/12/1390, 00:21
با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دل تنگی غربت منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تورو یاد من میاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سردو بی صدا شکستی به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم تازه می شود دوباره از تو یاد خاطراتم به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو بر میگردم از من آن تویی همیشه ی من توی آیینه ی تقدیر با همه شکستن از تو نیستم از دست تو دلگیر
سیـــــــما
سیـــــــما 10/12/1390, 00:06
@paeez88 ... می شه خدا را حس کرد... تو لحظه‌های ساده تو اضطراب ِ عشق‌و گناه ِ بی‌اراده بی عشق عمر ِ آدم بی اعتقاد میره هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره یک شب به باد میره وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشق‌تر از همیشه هر چی محال میشد با عشق داره میشه انگار داره میشه عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س از لحظه‌های حوا هوا می‌مونه و بس نترس اگه دل ِ تو از خواب ِ کهنه پاشه شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه از نو نوشته باشه وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشق‌تر از همیشه هر چی محال میشد با عشق داره میشه
سیـــــــما
406537_281688381904372_100001896378279_688816_973759912_n.jpg سیـــــــما 8/12/1390, 19:12
وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها
سیـــــــما
سیـــــــما
سیـــــــما 5/12/1390, 01:05
پیش از آنی كه به یك شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد بغضشان شیونشان ضجه ی زیر و بمشان نه شنیدی و مباد آنكه ببینی روزی ماتمی را كه به جان داشتم از ماتمشان زخم ها خیره تر از چشم تو را می جستند تو نبودی كه به حرفی بزنی مرهمشان این غزلها همه جانپاره های دنیای منند لیك با این همه از بهر تو می خواهمشان گر ندارد زبانی كه تو را شاد كنند بی صدا با دگر زمزمه ی مبهمشان شكر نفرین به تو در ذهن غزل هایم بود كه دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان
1
سیـــــــما
htl_acae6068-0dae-4e5e-afb9-d2278adbf29c.JPG سیـــــــما 5/12/1390, 00:53
اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم بگم آفتابیو و عاشقم درست مثل جنوب با همون لهجه دریایی که میدونی تو خوب مِ از سید مظفر به تو دخیل اَ بندُم نظرُم هَ بیارُم یِتا کیسه گندم شاید که کفترانِت لایقُم بِدونِن حاجتی که اوم هَ به گوشت برسانِن تو چشمه محبت مِ تشنه نگاتُم تو کعبه امیدی به هر دم نه صداتم اسم نازنینت تا روی زبونِن اون گدن مدائک لحظه اذانِن روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم میون گریه بگم غریبو در به در منم تو رو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی میدونم که دست رد باز به سینم نمیزنی میدونم شفاعت بی منتت زبون زده به همین امید دلم به مشهد تو اومده تو که اسمت با غم نقاره ها روی لباست همه صحن طلات ردپای فرشته هاست دست خالی هیچکسی از در خونت نمیره یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره
ری‌اسپیک توسط majid007
سیـــــــما
سیـــــــما 5/12/1390, 00:31
یادش بخیر بچه بودیم دوتا شبکه داشت تلویزیون برنامه کودک اینو برامون پخش میکرد کی یادشه ؟ : باز هم مرغ سحر بر سر منبر گل دم به دم میخواند شعر جان پرور گل باز از مسجد شب صوت قرآن آید با نسیم سحری عطر ایمان آید خیز از بستر خواب کودک زیبا رو وقت بیداری شد خیز و تکبیر بگو کودکان خوش سخن شب فراری شده باز دیده را باز کنید شده هنگام نماز باز خورشید قشنگ آمد از راه دراز باز در دشت و دمن چشم نرگس شده باز
سیـــــــما
ghom3.jpg سیـــــــما 5/12/1390, 00:25
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه تو از همه پرشورتر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ما می شدی مایه ی آسایه ما می شدی هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسایل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ما را عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه جان منست نامه تو خط امان منست ای نگهت خواستگه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مددکار ما کی و کجا وعده دیدار ما؟!
ری‌اسپیک توسط elina20054
سیـــــــما
سیـــــــما 5/12/1390, 00:21
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم كسی كه حرف دلش را نگفت من بودم دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟ اشاره ای كنم انگار كوهكن بودم
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012