با بهار آمده ام با خزان خواهم رفت... آی درختهای بید مجنون مرا به خاطر بسپارید آی پرستوهای عاشق مرا از یاد مبرید آی شقایق هایی که داغی از عشق بر سینه دارید به یاد داشته باشید که داغی از عشق بر سینه ی من نیز هست.... آی دنیا .... آی دنیا آیا من چز جاودانه ای به تو داده ام... نمی دانم ولی کاش داده باشم کاش مرا به خاطر بسپارند کاش از خاطره ها فراموش نشوم آی ابرهای سیاه در روز رفتنم ببارید تا از هر گناه پاکم کنید پیکرم را در برگهای خزان زده پاییز دفن کنید تا با آمدن بهار در شکوفه های گیلاس شکوفا شوم... غروب پاییز خواهم رفت و چه دلتنگ خواهد بود رفتنم ولی...نه... دلتنگ نیست مگر می شود رسیدن به معشوق دلتنگ باشد من دوباره متولد می شوم در دنیایی دیگر در دنیایی که از هر پلیدی پاک است تولد دوباره ام را در یک غروب بارانی پاییز جشن بگیرید.
موزیک پروفایل ( دانلود )
گروه هاي کاربر (27)
نمايش همه گروه ها
بيشترين برچسبهاي کاربر
سمیه
6011 پُست ، 252 همراه ، 248 همراهي (جزئيات)
ساکن همدان ؛ زن ، مجرد ، 25 ساله ، متولد 1366-01-01
حالت شخصي: شاد و سرحال

سمیه
سمیه 18 ساعت پیش
و داستان غم انگیزیست دستی که داس را برداشت همان دستیست که یک روز در مزرعه گندم کاشت ...
سمیه
سمیه
لیله.jpg سمیه 18 ساعت پیش در زندگی و معاد
شب لیله الرغائب سعی کنیم امشب و از دست ندیم و واسه همه دعا کنیم ....:تمنا
سمیه
سمیه 18 ساعت پیش
@joojoo24 شب آرزوهاست و من آرزو دارم دلت مثل بهار، پر شوداز لحظه های ماندگار زندگیت خالی از اندوه و غم، لحظه های شادمانی بی شمار:احساسی:محبت:بوس:عشق
ری‌اسپیک توسط joojoo24
سمیه
سمیه 19 ساعت پیش در زندگی و معاد
باز پنجره های ملکوت به بهانه ی دیگر گشوده شد و چه عاشقانه می سراید : این الرجبیون ؟ چه خدای عاشقی که گناه می خرد و بهشت می فروشد و ناز بنده می کشد...:تمنا
سمیه
سمیه 19 ساعت پیش در زندگی و معاد
حدیث قدسى: ماه رجب را ریسمانى میان خود و بندگانم قرار داده‏ام ؛ هر کس به آن چنگ زند ، به وصال من رسد.
ری‌اسپیک توسط omid1367
سمیه
سمیه 19 ساعت پیش در مشاعره حرفه ای
می رسد روزی که شرط عاشقی دلداگی است.... آن زمان، هر دل فقط یکبار عاشق می شود.
سمیه
سمیه
سمیه 2/03/1391, 23:02 در مشاعره حرفه ای
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد..... یک بار دگر ,بار دگر, بار دگر .....نه!
سمیه
سمیه
سمیه 1/03/1391, 23:55 در مشاعره حرفه ای
می خواه و گل افشان کن ، از دهر چه می جویی..... این گفت سحر گه ، گل بلبل تو چه می گویی.
سمیه
سمیه 1/03/1391, 23:50 در خاطرات خاله و بچه ها
یادش بخیر موقع امتحانا که میشد فرجه هام استراحت میکردم دوساعت مونده به امتحان کتابمو میخوندم همیشه یکی دوفصل و نمیرسیدم بخونم همین جوری:ریلکس میرفتم سرجلسه :سرخوش یه بار یادمه امتحان بینش داشتیم وقت نکردم فصل اخر و بخونم سوالای اون فصل و از خودم جواب دادم اخر سر بیست شدم انقده بهم حال داد:ذوق:سرخوش
سمیه
سمیه
سمیه 1/03/1391, 23:37 در مشاعره حرفه ای
آیینه ای و آه که هرگز برای تو.... فرقی نمیکند چه کسی عاشقت شدست.
سمیه
سمیه 1/03/1391, 23:30 در مشاعره حرفه ای
ژرف است محیط این جزیره..... خاکش سیه است و آب تیره.
Speakfa Social Network | Copyright @ All rights reserved, 2012 Corp
Speakfa.com ©2012