รOђã
15/02/1391, 23:46
توسط موبایل
تو دور مي شوي و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند و تك شقايقم در مرداب مي ميرد و حال در بطن اين لحظه هاي سرد سبد هاي سيب پر از خالي است ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم
1
รOђã
15/02/1391, 23:37
توسط موبایل
آغوشت را براي يك عمرخريدارم حتي به قيمت تمام جانم...
4
รOђã
15/02/1391, 22:34
توسط موبایل
من با تو سخن مي گويم رساتر از هميشه،و تو حرف هايم را نميشنوي تاريك تر از هر شب...
4
รOђã
15/02/1391, 20:38
توسط موبایل
دنيا گشت و گشت و من باز دوباره آمدم سر جايي تنهايي خودم همان نقطه شروع زندگيم ... مثل يه دايره شده كه خيلي زود به نقطه آغاز ميرسم...
3
รOђã
9/11/1390, 20:29
:کولی hamishe az taze vareda injori esteghbal mikonid :کولی
6